وقتی حواست به همه هست..حواست هست که مزاحم کسی نباشی..درکشون کنی..
وقتی کم میاری از خستگی و یکنواختی..برمیگردی و میبینی تنهایی..یکم غر میزنی..بعد اشک هات میریزه..
اما اینجا میتونم تا همیشه غر بزنم و نگران نباشم..
میدونم که همه مادرا این روزای سخت رو گذروندن..یا با کمک یا دست تنها..
یه روتین که اگه مفری برای نفس پیدا نکنی خسته و فرسوده میشی..
روزی هفت هشت بار پروژه خوابوندن ..شیر دادن و پوشک عوض کردن..
یک سال بدون تفریح و سفر..
اغلب خونه بهم ریخته..
پ.ن:
باید شیر خشک بگیرم تا بتونم چند ساعت فندق رو به کسی بسپارم.
بچه داری خیلی سخته واقعا
من وقتی به اون سالهای ابتدایی تولد رزا فکر میکنم به هیچ وجه حاضر نیستم تکرارشون کنم. حس میکنم دیگه قدرتش را ندارم ولی الان که داره 4 ساله میشه همه چیز خیلی ساده تر شده خدا را شکر
واقعیتش برای من هم وقتی به اون روزای اول فکر میکنم میبینم فقط خدا قدم به قدم منو کمک کرد
خداروشکر که اینو میشنوم
حنا جون عزیزم امیدوارم حالت بهتر بشه. مادر بودن خیلی سخته ولی واقعا گاهی هم باید حواست به خودت باشه.تفریح و استراحت هم لازم داری تا افسرده نشی. کلا کارهای بچه و خانه کسل کننده و یکنواخته و آدم رو خسته میکنه.
درست میگین..

خیلی چیزا برای درست شدن دست خودمونه
خدا قوت!