از وقتی فندق وارد زندگی ما شده، شب های من به کل تغییر کرده. چون شب و روزم رو بهم دوخته.
دنیا و زندگی توش برام خیلی کوچیک شده. در عین حال مهم.
دیگه روز برام یک شب و یک صبح نداره. عمر و زندگی یک روزهه که صبح ها و شب های زیادی داره. همینقدر کوتاه.
مهمه چون کوچکترین فکر و تصور ما بازخورد بیرونی و در نتیجه تاثیر روی تمام هستی داره، چه برسه به عملکرد ما.
و گاهی چه بچگانه روزگار میگذرونیم..تلاش و رقابت برای خوب خوردن، خوب پوشیدن.خوب دیده شدن.کامل سرگرم نیاز های اولیه میشیم..یادمون میره فرصت کمه و هدف غیر از اینهاست..
پ.ن:
همه امیدم به توست خدا.
اثر تفکر روی درکمون از زندگی خیلی زیاده. شما چه قشنگ نوشتین. کاش بچگانه زندگی نکنیم.تا آخر عمر دویدن برای این که دیده بشیم و اول بشیم ... رقت باره.خدا فندقتون رو حفظ کنه.
ممنونم دوست عزیز
