ورق های زده نشده..

وقتی در مورد موضوعی مینویسم متمرکزمیشوم و منطقی تر و حتی آرام تر با آن برخورد میکنم تا صحبت کردن در باره اش.. پس باید نوشت..

23 اردیبهشت 1397 ساعت 17:31

خواب زده ها..

برای چند دقیقه ماشین کنار خیابان پارک شد. راننده برای انجام کاری ماشین را ترک کرد. من خیره به پیاده روی خیابان. چند دختر رد شد..؟! چند خانم رد شد..؟!  هیچ کدام شبیه من نبودند. این را چشمانشان به من میگفتند. 


با برادرم از محل قدیم خانه پدری رد شدیم. بعد از چندین سال. انگار چند روز پیش بود. گویی فضای خیابان در خواب میگذرد و من خواب زده..

نظرات (1)
+ نفر اول [ ایران ]
تغییرات خیلی سریع داره اتفاق میفته!
5 خرداد 1397 ساعت 10:19
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اوهوم..سرعت خیلی بالاست..!
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.