ورق های زده نشده..

وقتی در مورد موضوعی مینویسم متمرکزمیشوم و منطقی تر و حتی آرام تر با آن برخورد میکنم تا صحبت کردن در باره اش.. پس باید نوشت..

25 بهمن 1396 ساعت 12:19

یک روز بهشتی..

آسمان آبیه قشنگ است. من عاشق خدا میشوم وقتی تکه های ابر با خورشید بازیشان می گیرد. آنقدر بخشنده است این آسمان که مجال میدهد تک تک ما در خانه های کوچکمان شاهد بازی ابر و خورشیدش باشیم. یک آن خانه غرق نور و آن دیگر تاریک. و چه تاریکیه لذت بخشی؛ میدانی که در کوتاه ترین زمان سیل نور جای تاریکی را می گیرد. و چه خداوند مهربان و بخشنده ای..

در این روز ها خدا را در سلول هایم حس میکنم..مهربانی اش را.. مهربانی اش را و بخشش بی انتهایش را..

در تراس را باز میکنم.. پرده شیشه ای و پر از گل های نارنجی رارها میکنم.. پنجره پذیرایی را باز میکنم و می گذارم باد از خانه من هم بگذرد.. می گذارم گلهای نارنجی پرده ام در آشپزخانه پرواز کند و من یادم بیاید که خدا چرا من را آفرید..

لحظه هایی چنان شادی احاطه ام می کند که کودکی ام تداعی میشود.. حیاط..آفتاب و بادی که پرده هایمان را به آسمان می برد..

آن روز ها نگذشته.. چرا که من هنوز هستم و آن لحظه هاست که من امروز را ساخته است..  سجاده ام را جایی در مسیر باد پهن میکنم.. الله اکبر را فریاد میکنم در دل.. الحمدلله را لمس میکنم و سبحان الله را می نوشم..

 شکر می کنم .. لحظه هایم را.. حتی لحظه های ابری زندگی را.. حتی غمی که ته دلم هست اما امیدی هم هست وقتی خدایی هست..  

***

همسرم خوب عاشق کردن را بلد است..

خدایا شکر بابت همسری که تو برایم انتخاب کردی و انتخاب تو بهترین انتخاب هاست..


نظرات (1)
+ نفر اول [ ایران ]
همه روزت بهشتی دوست عزیزم
28 بهمن 1396 ساعت 04:25
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم..
کاش روزای همه بهشتی باشه همیشه..
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.